خطايى ، على اكبر

مقدمه 58

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

مىنمايند و جوياى امثال آن مردم‌اند ، تا آنكه در سنهء نهصد و هفتاد هجرى از پادريان و علماى فرنگ به حوالى چين رسيدند . بعضى از مردم چين با پادريان مذكور ملاقات و معاشرت نموده بر اوضاع و احوال ، ايشان را جوابهاى خوب دادند . بعد از آن پادريان به مرور لغت و زبان اهل چين را آموخته جميع خطوط و علوم ايشان را تحصيل نمودند و عالم و واقف رسوم و اطوار ايشان و ممالك ايشان شدند . بعدها پادرى ايكسوس كه پيشواى پادريان مذكور بود كتابى تصنيف كرد مشتمل بر اخبار و حقايق چين و آن كتاب را به فرنگستان فرستاده مشتهر ( شايد : منتشر ) كردند و به هر طرف فرستادند . به حسب اتفاق بندهء بىزبان محمد زمان مشهور به فرنگى خان ( كذا ، فرنگى خوان درست است ) به جهان‌آباد رسيد و در پيش پادرى بورنو كه پيشواى پادريان ساكن جهان‌آباد است كتاب مذكور را ديد و به خاطر رسيد كه آن كتاب را به زبان فارسى ترجمه نمايد و پادرى هم ترغيب نمود . پس از واجب الوجود استعانت نموده شروع ترجمه نمود . . .